مشاوره آفلاین برای شماست
Counselor Offline Is For You 
قالب وبلاگ

سلام

تصمیم بر آن گرفتیم تا از این به بعد سوالاتی که ممکنه جنبه عمومی داشته باشه و توسط شما بیان می شود را بدون ذکر اطلاعات شما در این قسمت درج نماییم.

ضمنا یادآوردی می کنیم شما می توانید به وسیله بخش نظرات سوالات خود را بصورت عمومی و یا خصوصی مطرح نموده و پاسخ بگیرید.

===========================================

سوال :

salam..i b modate 2sale k ba pesari dost hastam bdon hich ertebatr fizikiye sade..ama emruz badaz 2sal dasaye hamo gereftim k albate in barkhalafe meyle batenim bod harchan k on lahze lezat bordam hanozam ba yadavarish ehsasatam baragikhte mishe...hala azab vojdan gereftam v midonam k harkat dar ayande tekrar khahad shod.chettur mitunam dar eyne manteq joloye in karo bgiram?asalam kheyli bade baraye rabetamon?mae k mikham y rabeteye salem dashte bashim

نویسنده : sana

پاسخ:

دوست عزیز

معمولا در ارتباط بین دختر و پسر تا زمانی که اتصال فیزیکی بوجود نیومده باشه و به نوعی دو طرف هم به هم وابستگکی عاطفی پیدا نکرده باشند می شه کنترل جامع و منطقی بر رابطه داشت.

اما چطور...؟

1- هر دو نفر باید از نظر اجتماعی و فکری دارای بلوغ مناسب باشند

2- عزت نفس و اعتماد بنفس کافی داشته باشند

3- قبل از ایجاد رابطه حتما قوانین از پیش تعیین شده با رعایت چهارچوبها ایجاد و نسبت به رعایت آنها تعهد رفتار داشته باشند

4- هر دو نفر مسئولیت پذیر باشند

5- توانایی ابراز ذهنیت و احساسات خودشون را به دیگران داشته باشند

این موارد حداقل موارد مورد نیاز برای ارتباط دو جنس مخالف در تمام دنیا است و من کاری به موارد مذهبی و دینی اونها در این بخش ندارم.

اما بزرگترین خطر در روابط اجتماعی جنس مخالف در کشور ما همون چیزی هست که شما تجربه کردید:

اولین بار که دو دست با یکدیگر تماس برقرار می کند شما شک انرژی رو احساس می کنید که در ثانیه اول ممکن از باعث دل رنج شدن شما از فرد مقابل شود اما احساس لذتی که به دلیل تمایل انتقال احساسی و انرژی بین شما ایجاد شده شما را ترغیب به امتداد اتصال می کند.

توصیه می کنم حتما و حتما حدود ها را مشخص کنید و در درجه اول به یکدیگر بفهمانید تا اول برای خودتان احترام قائل هستید و سپس برای طرف مقابلتان و برای همین به قوانین مشترک خود احترام گذاشته اید.

در دفعه بعدی که همدیگر را ملاقات می کنید در مورد این موضوع صحبت کنید و صادقانه از وی بخواهید تا برای شما و خودش احترام قائل شده و از تکرار این وضعیت پرهیز نمائید.

چون مطمئن باشید امتداد مسئله موجب وابستگی حسی و عاطفی شده و ممکن است پیامد های دیگری را بدنبال داشته باشد.


=====================================

 

 

 

سوال :

 

من میخوام بدونم که آیا یک فرد که مدرک جامعه شناسی دارد و دکتری تی ای (تحلیل رفتار متقابل) آیا اجازه دارد که کار مشاوره روان شناسی و خانوادگی ارائه دهد یا خیر. و اگر کسی کلاس های تی ای برگزار میکند باید مجوز از سازمان خاصی داشته باشد و تابلو در محل کلاس و ارائه مجوز الزامی است یاخیر؟

پاسخ :

اگر شما به سایت نظام روانشناسی رجوع کنید متوجه می شوید تنها به دارندگان مدرک کارشناسی ارشد و یا دکترای روانشناسی و مشاوره مجمو و کد رسمی داده می شود و می توانند بوسیله آن اقدام به احداث مراکز کلینیکی و درمانی نماییند.

لازم به ذکر است در برخی از مناطق که با کمبود کادر تخصصی مواجه می باشند نیرو های کارشناس و یا ارشد مرتبط با موضوع می توانند در زمینه تخصصی خود با مراکزی مانند بهزیستی همکاری نموده و از طریق آنها مجوز و کد دریافت نمایند.

 

سوال :

سلام . در مورد عشق جنسی یا همون عشق غریزی بیشتر توضیح میدین؟
نویسنده: ناهید 
پاسخ:

 

در تعاریف عشق و نظریه ها دسته بندی های متفاوتی وجود دارد. یکی از این تقسیم بندی ها به نوعی وابستگی فیزیکی ( جنسی ) اشاره می کند. در این نوع رابطه خصوصیات فیزیکی مانند: بوی بدن ، حالت مو ، آرایش و پیرایش ، نوع لباس و حالت آنها ، برجستگی های بدن و ... سبب تحریک یکی از طرفین و یا هر دو طرف می گردد و با بوجود آمدن زمینه ارتباط فیزیکی مانند تماس بدنی ، هم آغوشی و یا ارتباط جنسی اگر طرفین به کامیابی و یا ارضاء نیاز خود برسند این امکان وجود دارد که وابستگی عاطفی جنسی پیدا کنند. در این نوع رابطه ممکن است تعهدی نسبت به برطرف کردن نیازهای دیگر یا تعهد نسبت به بقاء مستمر رابطه وجود نداشته باشد. ضمنا این نوع از ماهیت عشق بیشتر در آقایان به چشم می خورد و البته نمی توان خانم ها رو هم کنار گذاشت.
=========================================

سوال :

بنام خدا
با سلام
من امروز با وبلاگ شما آِشنا شدم و امیدوارم شما بتونید به سوالات من پاسخ بدید و راهنماییم کنید.
من در مورد تکنیک های برنامه ریزی میخوام از شما کمک بگیرم چون باتوجه به مطالبی که در همین مورد در وب شما خوندم ازتون خواهش میکنم به من کمک کنید تا از کورس در س خوندن و برنامه ریزی عقب نیفتم.
با تشکر

 

نویسنده: بهاره 

 

پاسخ:


سلام دوست عزیز
می دانید که مهمترین رکن برنامه ریزی داشتن هدف مشخص می باشد.
زمانی که اهداف مشخص گردید چگونگی دستیابی به آن مورد نظر می باشد و نتیجه یک برنامه ریزی صحیح هم کامیابی است.
شما برای اینکه برنامه ریزی درسی مناسبی داشته باشید در درجه اول نیازمندید موارد زیر را پیگیری کنید:
1- داشتن برنامه عملکرد روزانه ( مثال : ساعت بیداری باشی ، صبحانه ، مطالعه ، سرگرمی ، اوقات فراغت ،ناهار یا شام ، استراحت ، خواب و ... )
داشتن چنین برنامه ای به زمان های آزاد مطالعه شما چهارچوب می ده و می تونید اون زمان ها رو برنامه ریزی کنید.
2- پس از اینکه زمان های مطالعه استخراج شد شما باید دروس خودتون رو طبقه بندی کنید و در زمان های مناسب قرار دهید.
نکته : اینکه چه درسی در الویت قرار گیرد و یا به هر درسی چخ میزان زمان داده شود مستلزم شناخت شما در رابطه با شیوه های مطالعه و یادگیری است و شما برای هر درسی باید شیوه مناسب آن را انتخاب نمایید
3- تعهد نسبت به اجرای بدون بهانه
( بعضی اوقات خستگی باعث می شود از برنامه خود دور شویم و بهانه های متفاوتی برای خودمان اتخاذ کنیم)

=========================================
سوال :
salam.mikhastam darmorede moshkeli ke ba mamanam daram  azaton rahnemaye bekham mamanm aslan mano dark nemikone rahaye mokhtalefi baraye jalbe nazaresh emtahan kardam ama nemishe  dos dare hamaro shekle khodesh kone hejabe ejbari aghayede ejbari kholase hamechi  khaste shodam az karash man ye adame roshanfekr va on besyar mazhabi man ba ono raftarash kenar miam ama on hamejore dare aghayedesho tahmil mikone va khodesh ghabol nadare dare tahmil mikone  dge taghate in karasho nadaram khaste shodam az yeki dge bodan komakam koni .mamnon
نویسنده: z 
پاسخ:

سلام دوس عزیز از نوشته شما مشخصه که شم خودتون هم تا حدودی علاقه مند هستید ذهنت های خودتان را حفظ کنید و به اونها پا فشاری کنید. بحث ارتباطات بین فرزندان و والدین به نظریه محاوره مربوط میشه و شیوه های برقراری ارتباط طرفین با یکدیگر. شما می تونید با شرکت در یک تا 3 جلسه مشاوره خانواده به همراه مادرتون به یک جمع بندی کلی برسید اما یادتون باشه جلسه اول تنها برید تا بتونید زمینه ای بسازید که منجر به مقاومت مادر برای حضور نشه....... مثلا ذهنیت های خودتون.
============================
سوال :
سلام دوست من . من یه سوال دارم و برای اون یه مشاوره میخواستم . من نمیتونم بخوابم  ، یا بهتره بگم نمیتونم به موقع بخوابم . شب ها بیدارم و روزها خواب . راهی سراغ دارین ؟ اینم عرض کنم که اهل قرص و شربت و دارو نیستم . ممنون میشم راهنماییم کنی ..
نویسنده: صفر 
پاسخ:

سلام دوست عزیزم
مهمترین مسئله که منجر به اختلالات خواب میشه تداخل های ذهنی و بارش های فکری می باشد.
اما اگه در روز خواب خوبی دارید و مشکل در ساعات خواب شماست می توانید بوسیله تکنیک های رفتار درمانی و بدون مصرف دارویی مسئله مورد نظر را پیگیری کنید.

توصیه : به یکی از مشاورین منطقه خودتون رجوع کنید.

===============================
سوال :
من هر چقدر بیشتر صرف وقت خوندن میکنم بازم نتیجه نمیگیرم
باید چیکار کنم؟
نویسنده: مهسا 
پاسخ:

سلام
این نکته خیلی مهمه :

درس خوندن یا مطالعه خود به تنهایی ارزشی نداره حتی اگه 24 ساعت وار ادامه بدی..........

مهم اینه که شما چه مطلبی را به چه شیوه ای مطالعه می کنید و یا اینکه چطور باید اون مطلب را مطالعه کنید.

کمی بیشتر توضیح بدید ال بهتر راهنماییتون کنم

==================================
سوال :
سلام ببخشید
من 2 1 ساله که با یه پسری دوستم اون منو به خونش دعوت کرد بار اول هیچ چیز غیر عادی نگفت من خوشحال شدم که اون خواستاره رابطه جنسی نیست ولی بار دوم ازم تقاضا کرد ولی من قبول نکردم اونم با ناراحتی دست کشید
پسری نیست که دروغ بگه ولی میگه دوسم داره و ازم میخواد ذوباره برم پیشش خواهش میکنم بهم نگید ولش کنم چون نمی کنم یعنی نمی تونم پس یه حرف قانع کننده بزنید تا بهش بگم که قانع بشه خیلی لجبازه
میگه بهش اعتماد کنم میگه باده داره چیکار میکنه من ازش هیچی نمیفهمم
خواهش میکنم کامل بهم جواب بدید بهم یاد بدید تا بهش ثابت کنم دوسش دارم
نه واسه رابطه جنسی بلکه واسه قلبم
ممنون
نویسنده: SARA 
پاسخ:

سلام دوست عزیز
مطمئنا رابطه جنسی واقعیتی است که در هر نوع رابطه پایداری پدیدار خواهد شداما یادتان باشد که در هر رابطه ای رمز موفقیت طولانی ماندن آن احترام متقابل به یکدیگر می باشد.
فراموش نکنید که جایگاه یک رابطه جنسی در نقطه پایان حدود مرز ها قرار می گیره..........

شما می تونید با مطالعه انواع هشق بفهمید که یکی از اونها عشق غریزی و یا جنسی می باشد و فقط در راستای براورده شدن نیاز های جنسی بین 2 نفر قرار می گیرد.
ازش بخواهید تا به خواسته شما احترام بگذارد و این باور که شما بخاطر اینکه دوسش دارید و نمی خواهید از دستش بدین خودتون و خواسته خودتون رو زیر پا بگذارید به نیازش پاسخ دهید کار صحیحی نمی باشد

===============================

سوال :

سلام من دوم راهنمایی هستم احساس میکنم نمی تونم خوب حواسمو به درس جمع کنم شاید بگین تو که خیلی کوچیکی ولی مادر وپدر من فقط مشغول نصیحت منند من نمی تونم دیگه!
نویسنده: الناز
پاسخ :

ببین الناز خانم اولا شما چه بخوایید یا نه از نظر جسمانی و فیزیولوژیکی تو سنی هستید که بخاطر تغییرات هرمونی بدنتون خود به خود سطح دقت و توجه حواس کاهش پیدا می کنه.
بهتره برای خودتون یک برنامه ریزی داشته باشید و تاکید می کنم شیوه مناسبی رو اتخاذ کنیدو

اما در مورد مطلب دوم که خستگی از نصیحت های والدین می باشد.
اگر تمایل دارید توضیح بیشری ارائه دهید.
ممنون
==================================
سوال :
salam
man motahel hastam va  be ham jens khod alage bishtari daram
نویسنده:faramarz
پاسخ :
دوست عزیز گرایش به سمت جنس موافق در طبقه بندیاختلالات کارکرد جنسی قرار می گیرد و حیطه صحبت در مورد آن بسیار زیاد می باشد. اما فراموش نکنید که این مسئله شاید بنظر غیر قابل پذیرش اجتماع باشد ولی با مراجعه به مراکز تخصصی خاص شما می توانید با مطرح نمودن مسئله در جهت پیگیری و حل آن از نظر شناختی و رفتاری قرار بگیرید.

===========================

سوال :

سلام
23 سالمه و تمایل وحشتناکی به روابط اسلیو و میسترس دارم. اولا که روم نمی شد به هیچ کس بگم ولی الان داره دیگه زندگیمو از هم می پاشونه. چند وقت پیش جرات کردم و تو دنیای واقعی هم تجربش کردم که عالییییی بود نمی تونم بگم چقدر لذت بردم... با این که بار اولم بود ولی انقدر غریزم زیاد بود که طرف فکر کرد چندین ساله این کارو می کنم. همیشه سعی کردم وقتمو با یه چیزایی پر کنم که بهش فکر نکنم سه جا کار کردم تا یادم بره ولی به خدایی که می پرستید دست خودم نیست. ولی من نمی تونم مثل آدمای دیگه زندگی کنم با هر پسری که دوست می شم به مشکل بر می خورم و دلمو می زنن و من باهاشون رابطمو قطع می کنم چون نمی تونن تمایلات منو برآورده کنن. بگذریم که به هیچ کدوم جرات نکردم مستقیم بگم فقط امتحانشون کردم ببینم اونا هم تمایلی به اسلیو بودن دارن یا نه که همیشه هم نداشتن و من دیگه هیچی نگفتم. باید بگم که این تمایل رو از بچگیم داشتم و واقعا دست خودم نیست. خسته شدم از بس به همه توضیح دادم که به خدا تلقین نیست به خدا دست خودم نیست . من فقط با این کار ارضا می شم نه با رابطه های معمولی حتی نه با رابطه جنسی... نمی خوام نصیحتای اینطوری بشنوم فقط یه جواب می خوام. من درمان می شم یا نه؟ تا جایی که تحقیق کردم ما راه درمان نداریم و تو این دنیا محکومیم ولی من این اواخر با یه پسری آشنا شدم که واقعا خوبه و واقعا دوسم دارم منم واقعا دوسش دارم ولی می دونم که به دو ماه نکشیده به خاطر تمایلاتم اینم ول می کنم و می رم . نمی خوام اینم از دست بدم. دارم دیوونه می شم دوبار تاحالا تو واقعيت تجربه كردم و الان دوباره قاطي كردم به طرز وحشتناكي. جمعه با همون اسليوم قرار دارم ولي شديدا به خاطر دوست پسرم عذاب وجدان دارم. اينم بگم كه من اعتقاد زيادي به خدا دارم و از اينكه اين بلاها رو سر يه نفر ميارم واقعا احساس گناه مي كنم ولي وقتي يه اسليو جلومه همه چيز رو فراموش مي كنم خيلي برام لذت بخشه..... !!!

نویسنده: مهتاب

 

پاسخ :


سلام دوست عزیز
 در مورد مسئله اسلیو و میسترس شما باید بگم که بله این نوع موارد وجود داره و دست خود شخص نمی باشد و نوعی اختلال جنسی تلقی می گردد که فرد از آسیب دیدن و یا آسیب زدن در هنگام روابط جنسی لذت می برد و می تواند خودش رو به شیوده های گوناگونی در رفتار های جنسی نشان دهد .
نکته دوم در مورد درمان:
بله درمان وجود دارد و از نظر من بهتر شما به یکی از متخصصین مشاوره در زمینه کارکرد های جنسی رجوع کنید و مسئله خودتون رو بیان کنید چون این مسئله نیازمند طی کردن جلسات مشاوره حضوری می باشد.

===========================

سوال :‌

سلام
من مینا هستم. حدود 3 سال است که بیماری روماتیسم دارم و هنوز هم دکترم تشخیص قطعی نداده.  3 سال پیش مادرم دچار بیماری خونی شد و بعد از اون هم خواهرم دچار دیابت شد. هر چند بیماری مادرم به لطف خدا کنترل شد اما من دچار ترس شدم و هر از چند وقتی هر وقت بیمار می شم و حتی سرما می خورم به خاطر ضعف سیستم ایمنی بدنم می ترسم که بمیرم. فقط به مرگ فکر می کنم نه اینکه به خوام خود کشی کنم .فقط فکر می کنم هر لحظه ممکنه بمیرم و از تنهایی مردن می ترسم. من چه کار کنم.؟؟؟

نویسنده: مینا

 


پاسخ :

دوست عزیزم اولا نگران نباشید چون در حال حاضر سخت ترین شرایط هم کنترل می شه و به نظر من شما باید بجای فکر کردن به این مسئله به شادابی های اطرافتون و فرصت هاتون فکر بکنید.
این رو یادتون باشه آدم های خوشبخت و موفق 100% سالم نیستن و خیلی از افرادی که سنگینی بیماری ها رو بدنبال دارند از زندگی خودشون لذت می برند.
تو زندگی به سمت جلو حرکت کنید و در موازات دیدتون هوای خودتون رو هم داشته باشید.
زندگی خیلی قشنگی هایی داره که ازش بی خبریم و باید پیداش کنیم.
امید به خدا گام بردارید و مطمئن باشید آنقدر مهربان و دوست داشتی هست که مراقب ما باشه .
===================
سوال :
سلام آقاي عتيقه چي
ممنونم از شما به خاطر توجه شما به مسائل جوانان
. من در حدود 5 سال پيش با يكي از افراد فاميل عقد كردم و ايشان اصلا به من توجهي نداشتند. و بعد ها متوجه شدم که به اصرار مادرشون تن به ازدواج دادن. هيچ يك از افراد فاميل هم كمكي براي حل موضوع ما نكردند  و خلاصه اينكه ما از هم جدا شديم . به علت شرايط روحي سختي كه در فاميل براي من ايجاد شد كم كم دچار افسردگي شدم و كم كم بعد از 2 سال متوجه شدم كه دچار ديابت شدم. الان به زندگی عدی برگشتم و ورزش می کنم و ادامه تحصیل دادم وفوق لیسانس می گیرم. الان با آقايي كه تنها است و پدر و مادرشو از دست داده اشنا شدم. به نظرم ادم خوبيه. و به من علاقه مند شده است. اما نمي دونم چطوري بهش بگم اين دو موضوع رو. در ضمن از اينكه مدتها تنها بوده و حدود 38 سال سن داره هم مي ترسم  که نكنه مشكل روحی یا روانی داشته باشه. خواهش مي كنم راهنمايم كنيد.

نویسنده: آزیتا

 


پاسخ :

دوست عزیز سلام
اولا نگرانی ها رو از خودتون دور کنید و یادتون باشه که صداقت اولین حرف رو می زنه و سعی کنید صادقانه این مطلب رو بهشون بگید.
درضمن در حال حاضر زوجین به سادگی می توانند برای آشنایی با خصوصیات شخصیتی خودشون به جلسات مشاوره قبل از ازدواج برن و دیدشون رو شفاف کنند.
زمانی که از علاقه ایشون نسبت به خودتون مطمئن شدید قدم جلو بزارید و این 2 مسئله رو ابراز کنید و در ضمن بهش بگید که برای اینکه مجددا اشتباهی نکنید و با توجه به علاقه ای که بوجود آمده برای شناخت بیشتر به جلسات مشاوره برید

====================

سوال :

سلام من 25 سالمه وحدود 5ماهه که با یک پسر 20 ساله دوست شده ام ومیتونم اعتراف کنم ازنظر عقلی شایدسن او بیشتر ازمن باشه روزی که من با اون دوست شدم به شرطی بود که بهم وابسته نشیم وتا زمانی که مریم برگرده من باهاش بمونم چون خیلی هم دیگه را درک میکردیم ودر کل همه  زندگی هم را میدونستیم .صمیمیت من اون طوری بود که شاید روزانه ده تومان پول کارت شارژمیدادم وشب ها هم تا4-5 صبح با هم حرف میزدیم والانم برخلاف شرطی که گذاشتیم خیلی بهش وابسته شدم . اون قبلا یه دوست دیگه هم داشته که بهش قول ازدواج داده بوده ولی به خاطراینکه اون پیپ میکشید ه بهونه جویی میکنه وباهاش چند روز زودتر ازاینکه من دوست شم قهرمیکنه وتصمیم میگیرن یه مدت ازهم جداباشن حول وحوش 5سال امین دوست منم یهش میگه اگه موقعیت ازدواج خوبی براش پیش اومد ازدواج کنه وگرنه خودش باهاش ازدواج میکته مریم هم یه دوماهی بود که دوباره میخواست برگرده ودوستی شو ادامه بده اما امینم قبول نمیکرد مریم هم گفته بود حداقل برای اخرین بار میاد برای خداحافظی امین راضی نمیشد ببیندش ولی از یه طرف من راظیش کردم ازیه طرف دیگه مریم زنگ میزنه به خواهر امین وبه اون میگه توهم میخوام باهامون باشی

نویسنده: فاطمه

 

پاسخ :

 

دوست عزیز من دقیقا متوجه نشدم چه کمکی از عهده من بر میاد اما همین اندازه بگم که معمولا 70 تا 80 % رابطه ها تو اجتماع ما ابتدا به وابستگی عاطفی و سپس به وابستگی عادتی تبدیل میشه و وقتی به نگاه می اندازیم متوجه می شیم که حضور شخص مقابل بخشی از روند زندگیمون شده و نمی تونیم ازش فاصله بگیریم.

همیشه احساسات ما مخصوصا احساسات یه زن تاثیراتی عمیقی بر ذهنیت و رفتار های ما داره اما فراموش نکنید که همیشه اینقدر قدرت داشته باشیم که  حواسمون به طرف مقابل باشه تا آسیب نبینه و این دقیقا بر عکس ذهنیت خیلی هاست و حاضرند همه کار بکنند و به اون شخص نزدیک بشن تا آسیبی نبینه اما فراموش می کنند که اگر شرایط اونجوری که بخوان پیش نره هیچوقت نمی شه از آسیبی که در روز دوری به وجود میاد رهای پیدا کرد.
سعی کنید با دید ذهنیت ها و منطق خودتون زندگی کنید و باور های خودتون را برای این شکل بدید که اول طرف مقابل آسیب نبینه تا خود شما ایمن تر بمونید

============================

سوال :

سلام من 16 سالمه ومامانم مریضیه اعصاب داره ما معمولا خیلی باهمدیگه بحث می کنیم  با اینکه اون مریضه اما من همش با اون لج می کنم از این کار لذت می برم شاید بعضوقتا اون راست بگه ولیمن طبق عادت لج می کنم واصلا به اون اعتماد ندارم واون هم به من بی اعتماده
چیکار کنم که این حس بد از بین بره احساسمی کنم شاید منم مریضم از مادر بزرگم هم متنفرم وهمش بهم انرزی منفی میده از نگاهش و رفتاراش متنفرم اصلا نمی خوام یه لحظه ببینمش چیکار کنم این حسا از بین بره؟

نویسنده: نیوشا

 

 

پاسخ :

دوست عزیز با توجه به سن شما تا حدودی رفتار های شما و تعاملاتون با والدین به خصوصیات دوران نوجوانی بر میگرده و جو گروه همسالان و دوستان کم تاثیر نخواهد بود.
هر انسانی 3 بعد داره که یکیش کودکیه و دیگری بلوغ و سومی والد بودنه.
لج بازی های ما آدم ها تو هر سنی به نهاد کودکیمون مربوط میشه و این یعنی خواسته ای داریم که به اجبار می خواییم فراهم بشه.
تو سن 12 تا 19 سال که من بالغ ما وجود داره فکر می کنیم همه کارهامون درسته و باید به تصمیمات ما تایید بشه و دیگه بچه نیستیم.
بزرگتر ها از من والدینیشون استفاده می کنند که نوعی مدیریت خواسته هاست و ما تو اون سن دوست نداریم زیر نظر باشیم.
سعی کنید احساساتتون رو بر اساس منطق مدیریت کنید و می تونید با مطرح کردن این مسائل به مشاوره مدرسه خود نسبت به چگونگی مدیریت این روابط راهنمایی های لازم را دریافت کنید.

 


=======================

سوال :

با سلام
من پسری 26 ساله هسته که از نظر رفتاری با جنس مخالف بسیار مشکل دارم و هرگاه با دختری رو برو می شوم دست و پام رو گم می کنم و دوستان بسیار کمی دارم و بیشتر ادم درونگرایی هستم که به شدت زجر می کشم لطفا کمکم کنید گاهی وقتها احساس می کنم که همه از من بدشون میاد  منتظر راهنمایی شما هستم
با تشکر

نویسنده: مهدي

 

پاسخ :


سلام دوست عزیز. در ارتباط با توانایی در برقراری ارتباط با جنس مخالف عوامل متفاوتی می تونند تاثیر گذار باشند

بطور مثال: خانواده ، اجتماع ، دیدگاهای ذهنی و شناختی در ارتباط با موضوع، تیپ شخصیتی ، توانایی های اجتماعی و ...

اصولا اون دسته از افرادی در جامعه راحت تر هستند که اعتماد بنفس بالا و تعریف درستی از برقراری ارتباط با جنس مخالف دارند پیشنهاد می کنم در ابتدای این امر مهارت اجتماعی خودتون را در تعامل با همجنسان خود بالا ببرید و این عمل زمینه مناسب را ایجاد می کند. جهت بهبود وضعیت از تکنیک های رفتار درمانی و جدول برنامه استفاده نمایید

========================

سوال :

با سلام
خیلی خوشحالم که با اینجا آشنا شدم
من رضا 20 ساله دانشجوی ترم 5 رشته مهندسی صنایع دانشگاه آزاد واحد قم
کارمند دفتر تبلیغات بخش امور فنی و رایانه
چندین ماه است که عجیب دارم زجر می کشم
چندین سال است که سعی میکنم راحت زندگی کنم، از زندگی ام لذت ببرم
به خاطر هیچ چیز خودم را ناراحت نمی کنم
درست شبیه چیزی که آنتونی رابینز در کتاب 10 رمز موفقیت میگوید
بزار خودمون تر بشم
آقا دارم نابود میشم
هیچ انگیزه ای ندارم دیگه
هیچ کاری برام جذاب نیست
همت ندارم

نویسنده: رضا

 


پاسخ :

سلام رضا جان

وقتی به ذهنیت شما دقت می کنیم متوجه نوعی سر در گمی در مسیر زندگی می شویم
قبل از هر چیزی یا هر نوع تصوری اول با خودتون رو راست باشید و سعی کنید تعریف جامعی از خودتون را بیان کنید و اون رو برای خودتون بنویسید.
ببینید کجای این زندگی قرار دارید و چقدر از اون راضی هستید و یا اینکه بهتر بود کجا باشید و  به کجا باید برسید
این کمکتون می کنه کمی منسجم تر بشید و اهداف زندگی خودتون رو بشناسید

 

=====================

سوال :
چطوری برنامه ی دقیقی داشته باشیم من سال اول دبیرستان هستم

نویسنده: رها

 

پاسخ :


سلام دوست عزیز
شما برای برنامه ریزی اول باید این مراحل رو کنترل کنید.
1- برنامه روزمره زندگی داشته باشید
2- توانایی های خود و ضعف های خودتون رو بشناسید
3- ساعات مناسب برای مطالعه دروس رو از برنامه روز مره خودتون بکشید بیرون و اونها رو تقسیم بندی کنید

4- شیوه های مطالعه را بشناسیم و برای هر درس شیوه مناسب آن را اتخاذ کنیم.

5- خودمون رو متعهد به اجرای برنامه سازیم

=============================


سوال :

سلام. در رابطه با تجربه یک ارتباط جنسی و اینکه خود ارضایی برای دختران آسیب زا هست یا حیر سوال داشتم ...

نویسنده: مهشید

 

پاسخ :


بینید دوست من ارتباطات جنسی و سکسولوژیک بخشی از ماهی و طبیعت وجودی همه انسان ها رو چه زن و یا مرد تشکیل می ده که برابر موارد زیر می تونه بیشتر یا کمتر خودش رو نشون بده :
1- سن بلوغ
2- آگاهی های ذهنی
3- محیط و شرایط زندگی
4- تجربه ها در قالب های شفاف و یا مخفیانه
5- اعتیاد جنسی
6- تیپ شخصیتی

تجربیات سکسولوژی مخفیانه ابتدا با اضطراب و نگرانی همراه اما در حالت کلی ارگاسم با آزاد سازی بدن و طالب بودن نزدیکی مسیر خودش رو عوض می کنه که در ارتباطات پنهانی این موضوع سبب آسیب دیدگی های روی و جسمانی خواهد شد و بعد از حس خوشایند ارضای جنسی یه مدت حس عذاب وجدان و این باور که دیگه نباید تو این شرایط قرار گیریم بوجود خواهد آمد.
اما اون چیزی که وجود داره خلجان ذهنی می باشد که یادآوره اون لحظه رهایی انرژی و ارضای جنسیست که بصورت ملکه ای در ذهن ما حرکت می کنه و حتی موقیت سازی های خیالی می کنه و خود به خود ما رو به سمت اون می کشه و خود ارضایی در این موارد موجب اعتیاد جنسی شده که عواقب بدی رو می تونه به دنبال داشت ...

============================

سوال :

سلام من با خانمي اشنا شدم كه 5سال از من بزرگتر است و خيلي به هم علاقه داريم ولي خانوادي من راضي نيتند لطفا من را راهنماي كنيد

نویسنده: نادر نادري

 

پاسخ :

سلام دوست من
چندتا نکته رو مد نظر داشته باش :
1- علت بیشتر وابستگی های عاطفی به جنس مخالف با اختلاف سنی بالاتر اینه که ما در وجودمون نوعی حس امنیت را تجربه می کنیم و این رو یادت باشه که ممکنه این در نتیجه احساسات درونی ما باشه و یا نوعی ارضای وجودمون.
2- خانواده بخش موثری در روابط آینده شما را در بر دارد و خواهد داشت بنا بر این باید در درجه اول ارتباط ها رو شفاف تر بکنید.
3- اگر عشق عشق باشد محدودیت سنی نخواهد داشت و مهم اینه که شما بجای وابستگی به دوست داشتن منطقی رسیده باشید.
با خودتان رو راست باشید و ببینید در کجای این رابطه هستید و واقعا احساسی برخورد می کنید یا منطق هر دخیل می باشد


=======================

سوال :

سلام من17سالمه مشکل خودارضایی دارم تا حالا هم نتونستم ترک کنم چی کار کنم ... تازه بدتر از اون هم زودارضا شدم.اگه میشه باراهنمایی هاتون کمکم کنید.ممنون

نویسنده: علی

 

پاسخ :

دوست عزیز سلام
در رابطه با مسئله زود ارضایی و خود ارضایی اولا که این 2 مورد رابطه کاملا مستقیمی با هم دارند و تکرر در خود ارضایی سبب آسیب دیدین سلول های محرک آلت جنسی شده و اون ها رو تحریک پذیر تر از حد نرمال می کنه و برای همین شما با مشکل زود ارضایی مواجه می شوید.
خود ارضایی به نوعی اعتیاد آور بوده و شمارو ترغیب به تکرار مرحله می کنه.
بهتر برای خودتون مشغولیت ذهنی و کاری بیشتری بسازید تا مدت زمان کمتری رو در تنهایی و آمادگی برای این موضوع پیدا کنید

========================

سوال :

سلام من یه دختر نوجوونی هستم که عاشق یه پسر فامیل شدم نمی دونم اونم منو دوس داره یا نه اما من هر دقیقه بهش فکر می کنم باید چیکار کنم؟ با این کارا از درسام عقب افتادم آقای عتیقه چی؟

نویسنده: س

 

پاسخ :


سلام دوست عزیز
اولا رویا پردازی بعد حقیقی از احساسات درونی می باشد و زمانی که شما تو ذهنتون رویا پردازی می کنید در حقیقت شاید به این معنی باشه که چیزی در وجودتون شکل گرفته اما اینکه میشه به اون احساس فکر کرد و یا اینکه زمان صحیحی انتخاب شده بحث بسیار مهمتریه....
توصیه می کنم مدتی در شرایطی قرار بگیرید که کمتر با ایشون برخورد داشته باشید و برنامه های خودتون بر اساس الویت ها به حرک در بیارید.
توصیه نمی کنم که از کنار احساساتتون رد بشید چون در واقع اینکار نوعی گول زدن خودمونه ولی اگه دوست داشتن بخشی از برنامه ما باشه لطمه ای به برنامه های دیگه بوجود نمیاد.
بعضی وقت ها هم می تونید از این احساسات استفاده مناسب کنید و با ایجاد حس رقابت انگیزه های رقابتی سریعتر و بهتر پیش برید


=======================

سوال :

سلام من ایمیل ندارم می خواستم بگم که اول خسته نباشید دوم  من احساس می کنم خیلی افسرده شدم  رابطه مامان و بابام خوب نیست و اونا همش دعوا می کنن من خیلی تودرسام افت کردم به کنکور نزدیکم اما اصلا نمیتونم درس بخونم خیلی استرس دارم میشه بگید چیکار کنم ممنون جوابمو زود بدید میام سر میزنم

نویسنده: مریم18 ساله

 

پاسخ:


دوست عزیز
درگیری های خانوادگی معمولا همیشه در درون خانواده ها دیده می شود و خصوصا این وضعیت به اختلاف سلیقه های آنها بر می گردد.
توصیه می کنم بهتره شما قدری خودتون رو از درگیری های اعضا’ خانواده دور تر نگه دارید و درصورتیکه  می تونید آنها را راغب کنید تا به مشاور رجوع کنند تا مشکلاتشون رو راخت تر حل کنند.
خودتونم سعی کنید بر اساس یه برنامه ریزی منظم جلو برید تا تمرکزتون بیشتر و بهتر بشه .

====================

سوال :

 

با سلام و تشکر
سوال :بادانش آموزانی که مورد سوء استفاده جنسی می شوند چه باید کرد و یا اینک خود میایل باشند!
پاسخ:

سلام و خواهش می کنم.
ببینید دوست عزیز آسیب های جنسی در دوران دانش آموزی متاسفانه یکی از بزرگترین عوامل ایجاد کننده رفتارهای ضد اجتماعی در بزرگسالی می باشد.
حقیقت اینه که باید از دیدگاه شناختی روی دانش آموز متمرکز شد تا هم تلخی و اون آسیب رو کنترل کنیم و هم اینکه دیدگاهش رو نسبت به اجتماع دگرگون کنید.

توصیه می کنم با ارجاع به مراکز تخصصی مشاور مشکل را بررسی کنید
==================================
سوال :
سلام.دختر 25ساله اي هستم،با ظاهري معمولي.هر موردي برام پيش مياد يا معرفي ميكنند جلسه اول آقا پسر رو همراه خودشون نميارن،مادر و خواهر مياند و ميرم،گاهي پيش مياد كه ازشون خبري نميشه،واقعا اعتماد به نفسم اومده پايين،چه كار كنم؟ممنون ميشم راهنماييم كنيد
نویسنده: زهرا

پاسخ:

سلام دوست عزیز
این شیوه ایجاد ارتباط برای آشنایی جهت خواستگاری یا برانداز کردن کاملا غلطه و با خانواده صحبت کنید تا چنین اجازه ای به دیگران ندهند .
مطمئن باشید هر انسانی آنقدر ارزشمند و قابل احترام هست که  مانند یک خریدار با اون رفتار نکنند.

درضمن یادتو باشه این شما نیستید که به حضور و رفت و آمد آنها نیاز دارید و برعکس انها مهتاج زیارت شما هستند.
برای همین تفکرات منفی را از خودتون دور کنید و به خودتون متذکر بشید که چه ویژگی های مثبتی دارید
==============================
سوال :
پس شما بگيد نحوه صحيح جلسه اول بايد چه جوري باشه.منظورم اينه كه دو تا خوانواده كاملا غريبه كه تا حالا همديگه رو نديدن و فقط يكي به عنوان معرف بوده و گفته فلاني دختر داره،بايد چه جوري آشنا بشن؟اين درسته كه پسر رو جلسه اول بيارن يا نه؟
نویسنده: زهرا

پاسخ :
تو اولین  جلسه معارفعه اصلا قرار نیست موضوع بحث خواستگاری یا بررسی عروس یا داماد باشه و این جلسه باید در حول محور آشناییت 2 خانواده و تاکید می کنم 2 خانواده با هم ایجاد بشه و زمانی که این رفت و آمد ها باعث بوجود آمدن شناخت های صحیح شد می توانند در مورد موضوع اصلی اقدام به گفتگو کنند و صرفا هر نوع رابطه یا آشنایی هم نباید بر مبنای اصلی ازداواج باشه چون باعث مصنوعی شدن رفتار ها میشه
=====================
سوال :
سلام من به پسر همسایمون علاقه دارم به طوری که نه خود اون پسر ونه مادر وپدرم اطلاع دارند ولی به دوتا از دوستای خوبم گفتم الان تنها آرزوی من اینه که با اون حرف بزنم وبهش بگم دوستش دارم چیکار کنم لطفا راهنماییم کنید.ممنون
نویسنده: ناشناس
پاسخ:

علاقه می تونه یکی از دلایل ایجاد ارتباط باشه اما یه اصل از این مسائل مهم تره:

تو کی هستی و چه توانایی هایی داری و اینکه چقدر می تونی احساسات خودت را دنبالا کنی ....؟

به سوال بالا خوب فکر کن و جوابی منطقی براش ژیدا کن تا بتونی به این باور بررسی که چطور می تونی از خطا جلوگیری کنی و اینکه علاقه شما نسبت به اون فرد چه معنایی داره.
=============================

سوال :
از وقتی خودمو شناختم هدفی تو زندگی نداشتم تا اینکه کسی رو پیدا کردم ولی حالا از دست دادمش زندگی واسم تاریکه ...با مامانم هم مشکل دارم نه اون حرف منو می فهمه نه من حرف اونو.... خواهش میکنم راهنماییم کنید  
نویسنده: مینا 15 ساله
پاسخ:

سلام دوست من

جندتا نکته رو متذکر می شوم و می خوام خوب بهش فکر کنی:
1- بعضی وقت ها احساس می کنیم به کسی برخورد کردیم که ما رو کامل می کنه اما قافل از آنیم که ارتباط ما ممکنه احساسی باشه
2- احساسات اهداف زندگی رو می سازند و برای ژیدا کردن هدف در زندگی باید منطقی فکر کنیم
3- همیشه به یاد داشته باش که بهترینی وجود داره چون تو خودت یکی ز بهترین ها هستی و به همین دلیل تو انتخاب عجله نکن
4- علت جرو بحث ها و عدم درک متقابل یه فرزند 13 تا 18 ساله با والدینش به این بر می گرده که والدین از روی اصل مراقبت رفتار می کنند و فکر می کنند همه چیز درست را برایمان انتخاب می کنند اما ما در دوره بلوغ رفتاری هستیم و دوست نداریم همه تصمیماتمان گرفته و ابلاغ شود و می خوایم خودمون به نتایج برسیم.
==========================
سوال :
چگونه عشق شخصی را که خودم انرا8سال پیش درخود پروراندم وارتباطی با ان شخص نداشتم را فراموش کنم؟البته اوهم به من تمایل زیاد داشت ولی وقتی با بی توجهی من روبرو شد با خشم زیاداز من دورشدولی من نتونستم فراموشش کنم. زندگی که الان  دارم انتخاب عقلم  بوده نه احساسم وهیچ مشکلی با شوهرم  ندارم جزاینکه کمی کلی نگره وبی تفاوت به نظر میرسه  فقط یاد عشقم  مزاحم زندگیمه کمکم کنید
نویسنده: امیتیس
پاسخ :

سلام دوست عزیز
از صحبت های شما مشخصه که بین یک رابطه ی احساسی و منطقی شما مجبور به گزینش یکی شده اید و در حال حاضر نسبت به وجود یکی از اونها احساس خلا و یا کمبود در روابط می کنید.
فراموش کردن ارتباط های پیش از ازدواج کمی زمان می بره اما به یاد داشته باشید که بدترین خاطرات کودکی ما هنوز در ذهنمان قرار دارد و این خودش گواهی دهنده این مسئله است که به این راحتی ها نمی شه همه چیز را از یادبرد.
ام توصیه می کنم با ایجاد شرایط بهتر به زندگی کنونی و پر کردن خلا های احساسی موجود به شیوه های خانواده مداری ، می توانید تمرکز و لذت زندگی کنونی خود را بیشتر نمایید.
=====================
سوال :
سلام.دختری 25 ساله ام و حدود 1.5سال پیش در محیط کار با مردی 33 ساله اشنا شدم که بعدا بهش علاقه ند شدم ما فقط دو ماه همکار بودیم..اخلاق،رفتار و عقاید ایشون رو میپسندم و با معیارهایی که واسه همسر اینده ام دارم مطابقت داره.حدود 3 ماه پیش از طریق یه دوست مشترک ارتباطمون در حد ایمیل و مسیج برقرار شد.در مورد ایشون تحقیق کردم فرد با وجدان و پاکی هستن.به توصیه دوستم به ایشون گفتم که بهش علاقه مندم.ولی ایشون میگه" که ده سال پیش شکست عشقی سختی خورده و نمیخواد و نمیتونه که به هیچ زنی به دید ازدواج نیگاه کنه و به من علاقه نداره ولی به عنوان یک زن برام  احترام زیادی قائله" که در عمل هم این احترام بهم ثابت شده.
خواهش میکنم منو راهنمایی کنید که میشه با صبر و محبت امید داشته باشم که ایشون از لاک خودش میاد بیرون و علاقه ای بوجود میاد؟ایا میشه کمکش کنم که ازین ذجری که داره میکشه (به گفته خودش) رها بشه؟ با تشکر فراوان.
نویسنده: نجلا
پاسخ:

سلام دوست عزیز اولا بدونید بعضی وقت ها شکست های عاطفی تاثیرات بلند مدتی می گذارند و شما در ابتدا باید کاملا اون شکست رو بشناسید و بتونید به فرد مقابل دلداری بدهید تا آرام گیرد و به این باور برسد که شما او را درک می کنید. نکته دوم اینکه فلسه خلقت انسان از محبت بوده و این امر همچنان ادامه دارد. مطمئن باشید اگر مرز ها را رعایت کنید و به او بفهمانید که شما با دیگران متفاوت هستید ، محبت راه شما را باز می کند تا به مقصد برسید. فراموش نکنید که شناخت مهمتر از شکل گیری این رابطه می باشد و هیچگاه هم کسی را قضاوت نکنید و بگذارید زمان کمک رسان شما باشد
====================
سوال :
سلام .حدود 7ساله ازدواج کردم از همون اول مشکل داشتیم سر این موضوع که من با خواستگار قبلی دو بار حضوری صحبت کردم وشوهرم به من شک داشت واین مساله برایش تبدیل به وسواس شده بود چون اون شخص را هم می شناخت مثلا اگر جایی کسی را می دید که هم اسم اون بود یک هفته قهر می کرد وبهانه گیری میکرد وبه من می گفت که به خاطر این موضوع نمی تواند منو بعنوان همسر دلخواهش قبول کند وهمیشه من وخانواده ام رو تحقیر میکرد خلاصه به خاطر این موضوع از اولین روز عقدمان همیشه دعوا بود با گذشت زمان اون مساله کم رنگ شد ولی شوهرم خیلی پرخاشگر است وسر کوچکترین چیزها عصبانی می شود وتوهین وتحقیر کار همیشگی اش است تا حالا هیچ وقت به من نگفته که دوستم دارد وهمیشه از مادرش تعریف وتمجید میکند واگر باهاش جر وبحث کنم کتکم می زند .به خاطر بچه و ابروی پدرومادرم هم نمی توانم طلاق بگیرم لطفا کمکم کنید دیگر هیچ احساسی به شوهرم ندارم چون همیشه منو رنجانده ودر خیالات خودم مردی راتصور میکنم وبااون حرف می زنم .اعتماد به نفس ندارم ودوست دارم از شرش خلاص شوم امانمی توانم
نویسنده: ساره

پاسخ:

سلام دوست عزیز

مسئله ای که شما به اون اشاره می کنید تعریفی داره به نام سردی عاطفی و نتیجه آن فقط زندگی و  تحمل زیر یک سقف ماندن است که ما به اون طلاق عاطفی می گیم.
اولا بعضی از افراد خصوصیات شخصیتی دارند که رفتار های اونها رو میسازه مثل حالات پارانویا که همون شکاک بودن است.
توصیه می کنم به یه مرکز مشاور رجوع کنید و شرایط خودتون رو توضیح بدید و مطمئنا راهکار هایی به شما داده می شود که عمل به آنها جهت سامان دهی وضعیت موجود خالی از لطف نیست.
=======================
سوال :
با سلام
فرزند پسر من 10 سال سن دارد متاسفانه دیشب وارد اتاق پسر شدم و دیدم که پسرم  لخت نشسته و الت خود را لمس می کند   من با او حرفی نزدم به شدت ناراحت هستم و نمی دونم چگونه باید با او بر خورد کنم خوش حال میشوم اگر مرا راهنمایی کنید
نویسنده: سنا

پاسخ:

سلام دوست عزیز
در رابطه با موضوع شما بهتره مقداری در مورد مبحث تربیت جنسی کودکان تحقیق کنید و همین اندازه بدونید که بحث هویت جنسی کودکان در 3 تا 5 سالگی تثبیت می شود و هر گونه نقصی در آن می تواند عواقبی را در آینده ایجاد کند.
به موارد زیر دقت کنید :
1- سن جدتا شدن اتاق قرزند از والدین
2- امکانت دسترسی کودک به حریم خصوصی و مشاهده روابط والدین
3- بازی های نا بجای کودکانه
4- رسانه هایی چون ماهواره
5- طرز پوشش مادر یا خواهران در خانه
6- دسترسی به ابزار هایی چون موبایل و مشاهده تصاویر محرک

این نکانت می توانند زمینه ساز ایجاد میل جنسی در دو.ره کودکی کنند و فراموش نکنید کودکان مانند بزرگسالان و به اندازه همان ها دارای میل جنسی و لذت جنسی هستند و محیط خیلی خیلی موثر می باشد
=============================
سوال :
سلام - من حدود 4 ماه میشه که عقد کردم و نامزد هستم. اوایل نامزدیمون احساس کردم علاقه ای به همسرم ندارم و این احساس خیلی شدید بود و خیلی اذیتم می کرد. مشاوره ی حضوری رفتم حدود 7 جلسه یکم اروم تر شدم ولی باز نتونستم تصمیم قطعی بگیرم. بعد از گذشت 2ماه باز اروم تر شدم  وسعی کردم منطقی فکر کنم و تصمیم بگیرم. الان رابطم با همسرم بهتر شده ولی باز بعضی وقتا همسرم به یاد اون روزا می افته و از من اطمینان میخواد. منو خیلی دوست داره ولی من بعد این مدت هنوز اونجور که دلم راضی بشه بهش علاقه پیدا نکردم و بعضی اوقات که اختلافی پیش میاد به ایندمون شک میکنم و از خودم این سوالو میپرسم که من تا آخر میتونم ادامه بدم و اینکه علاقه من به همسرم میتونه زیاد بشه! لطفا منو راهنمایی کنید ازتون ممنون میشم. باتشکر
نویسنده: شاهرخ
پاسخ:

سلام دوست عزیز
ببینید زمانی که موضوعی ذهنمون رو مشغول می کنه به این معنی است که برای ما اهمیت خاصی داره...
احساس تعلق و احساس عشق و یا لذت از زندگی به چند عنوان بستگی داره :
1- طریقه ایجاد اولین ارتباط
2- شیوه آغاز و حد شناخت
3- معیارها و رویاهای زندگی
4- تحقق برنامه ها
5- اصل مراقبت
6- درک متقابل
7- حس تعلق
8- امتداد رابطه
9- توانایی حل مسئله و تصمیم گیری
10 - وجود فرزندان
اگه معیار های الا رو کنار هم بزاریم و براشون اهمیت قائل شیم مطمئن باشیم که امتداد و افزایش علاقه را به دنبال خواهد داشت
==========================
سوال :
سلام, خسته نباشین
چند وقتی هست که افکارم یک حالت خاصی پیدا کرده, مثلاً اگه درمورد رانندگی فکر می کنم می بینم که وسط خیابان ناگهان یک پرتگاه ظاهر می شه و من می خوام که ماشین را کنترل کنم , به خودم که میام می بینم که دارم دندونامو فشار می دم.کلاً همه افکارم در انتها به یک اتفاق وحشتناک خطم می شه که من باید یک راهی برای مقابله با اون اتفاق پیدا کنم تا از اون فکر خلاص بشم , نمی دونم دلیل این رفتار چی می تونه باشه!
نویسنده: مینا
پاسخ:

سلام دوست عزیز
ما نوعی تخیل داریم که از اون به خیال فعال هم نام می برند و در واقع بیشتر در حیطه های خلاقیت خودش رو نشون میده...
در این مواقع تخیلات ما می تونه انقدر واقعی به نظر برسه که به طور مثلا اگه دری در ذهنمون بسته بشه و احساس کنیم دست ما لای اون در گیر می کنه دردش رو احساس می کنیم و این در حالیه که در واقعیت این اتفاق نیافتاده...

شما به احتمال زیاد ذهنتون چنین چیزی رو در قالب یک واقعیت تجربه شده یا یک خیال و یا یه فیلم تکرار می کنه و بهترین راه مقابله با چنین پیامد هایی اینه که سازه های ذهنیتون رو مرتب کنید.
جای نگرانی نیست و آرامش خودتون رو حفظ و از موضوع کناره گیری کنید.
اگر احساس کردید این تثورات تشدید می شوند و یا روند زندگی نرمال شما را به خطر می اندازند به یکی از کلنیک های مشاوره معتبر محل زندگی خود رجوع کنید.
==================================
سوال :
سلام،جدا شما نيمچه مشاورها چه فكري ميكنيد كه از اين جور وب ها راه ميندازيد.خنده داره.با اين جواب هاي يه پاراگرافي چه كمكي ميتونيد بكنيد؟جمع كنيد اين بساطتتونو آقا.شك ندارم كه اكثرتون آدماي نا موفقي هستيد كه براي جبران شكست هاتون دست به اين راهكارا زديد..اعتماد بنفس كاذبتونم كه منو كشته.اصلا نيازي نيست به اين كارا
نویسنده: مسعود
پاسخ:

سلام مسعود جان و ممنونم که نظرت رو اعلام کردی و این ذهنیت رو من بهش چهارچوب میدم ....
اولا : کاری که اینجا انجام میشه به نوعی راهنمایی محسوب میشه و نه مشاوره چون مشاوره فرآیند و تعاملی 2 جانبه هست که تنها حضوری معنا پیدا می کنه ....
دوما : ما اینجا سعی می کنیم فقط ذهنیت ایجاد کنیم نه اینکه راهکار ارائه بدیم
سوم : تعداد زیادی از دوستان بعد از آشنایی و ادامه رابطه به کلینیک مشاوره خود من یا دیگر دوستان در اکثر نقاط کشور رجوع نموده اند و پاسخ های مثبتی از این ارتباطات کسب نموده اند.
چهارم : مهم این نیست که آدم ها چقدر قبولت داشته باشند و مهم اینه که شما تا چه اندازه خودتون رو باور دارید و این راز اصلی موفقیت در مراحل زندگی می باشد
==============================
سوال :
سلام  دانشجوي ارشدم 25 ساله- توي يك خانواده اصيل بزرگ شدم-روابط دوست دختر پسري برام اهميت نداره و تن به اين روابط ندادم-بنابراين مواردي كه برام ميان كاملا سنتي هستند-اخيرا خانواده اي كاملا اصيل و پولدار از طريق معرف به خواستگاريم آمدن-پسر در شناسنامه يك روز در يك سال بدنيا آمده با بنده اما 100روز كوچكتره-يك جلسه با هم صحبت كرديم و من فكر ميكنم كمي از لحاظ فكري از من بچه تره- همزمان با اين جريان يكي از بچه هاي دانشگاه كه از اول ارشد ميدونستم بهم تعلق خاطر داره پا پيش گذاشته ولي ميگه بعد از اتمام درس با خانوادش مياد جلو  و شرطش اينه كه در روابطمون بايد مثل قبل باشيم واصلا وارد موارد احساسي نشيم  - من در اول امر بخاطر همون كوچك فكري نفر اول اونو رد كردم اما الان بعد يك ماه دوباره با اصرار دارن ميان-حالا موندم چكار كنم- وضع مالي نفر دانشگاهي هم عاليه اما از لحاظ تعداد خانواده از ما بيشترن-   نفر اول ليسانسه و سربازي نرفته كه البته يه 14 ماهي كسر ميكنن براش-  اما اين هم وروديمه و2سال از خودم بزرگتر سربازي معاف شده و جز بچه هايي تي دانشگاه كه قبولش دارم يعني رفتارش محترمه - معلومه اين همكلاسيمو بيشتر قبول دارم
نویسنده: مينا
پاسخ:

سلام مینا جان
اول از همه این رو بدون که شما هر جوری حساب بکنید 99% مرد ها نسبت به دختر های هم سن و سال خودشون و مخصوصا در سن حدود 20 تا 28 سالگی از نظر ذهنی بزرگسال تر رفتار می کنند.

اما دوراهی های احساسی و منطقی:
توصیه می کنم نکته مورد نظر برای انتخابتون رو روی میزان شناختی که از خودشون و سپس از خانواده آنها دارید قرار بدید چون شروع یه زندگی با شناخت به معنای ادامه و تحول شخصیت ها می باشد اما شروع یه زندگی بدون شناخت کافی در درجه اول لازمه ساختن زندگی و شناخت ها ست و این موضوع را سختتر می کنه....
در پایان که از این مراحل عبور کردید به ندای قلبتون گوش بدید و باور داشته باشید که قراره خوشبهت باشید
===================
سوال :
بسیار به جنس زن علاقمندم.بسیار به سکس فکر می کنم.متاهل هستم.بسیار تنوع طلبم و دوست دارم که بشه با هر خانمی که خوشم میاد باهاش باشم. به نظر من زیباترین قسمت زنگی سکس هست.با شما هم تماس نگرفتم که اشکال کارم رو رفع کنید بلکه تماس گرفتم تا اینکه راهنمایی کنم چطور به این خواسته هام برسم. خیلی از زن خوشم میاد زن بسیار زیباست.
مرسی
نویسنده: محسن
پاسخ:

دوست عزیز
تنوع طلبی و زیبا پسندی از مهمترین ویژگی هایی است که خداوند به جنس مذکر هدیه داده است اما مدیریت آن و اینکه از آسیب دیدن نزدیکانمان جلوگیری نماییم مسئولیت بزرگتری می باشد.
عده ای از افراد هستند که از نظر تیپ شخصیتی خود تنوع طلب می باشند.
این باور را بپذیرید که نمی توان در هر زمان و با هر کس که تمایل داریم رابطه داشته باشیم.
پس بهتره به مدیریت احساسات و تفکر خود بپردازیم.
=========================
سوال:
سلام
من 26 سالمه و 2 ساله که نامزدم 2 ماهه بعد عروسیمه من با همسرم یکم مشکل دارم دنبال جایی بودم که بهم مشاوره بده ولی روم نشد واسه همین رو اوردم به اینترنت، همسر من خیلی حساسه همیشه تو همه چیز منو مقصر میدونه(البته تو برخورد با اکثر آدما همینه) خیلی وقتا خستگیامو درک نمیکنه و مشکلات دیگه تو هر دعوایی من باید برم منتشو بکشم حتا اگه خودشم اعتراف کنه که تقصیره اونه البته من از اینکار ابیی ندارم ولی متاسفانه خیلی وقتا این کارم شده حق بر کاری که کرده تو دعواها شدیدا ازم سرد میشه و محاله که بهم زنگ بزنه اکثر دعواهامونم بخاطر حساس بودنشه اخلاقش خیلی تنده برعکس من که یکم صبورم(تازگیا منم یکم تند شدم) نمیدونم چطوری رابطمونو حفظ کنم وقتی باهم خوبیم خیلی خوبه خیلی ابراز احساسات میکنه ولی تو مشکلات و دعواها احساس میکنم علاقه ای هم بهم نداره خیلی سوالات دارم دوست دارم کسی باشه که تو هر دعوا بهم بگه چطوری باید رفتار کنم یا رفتار میکردم ممنون میشم راهنماییم کنین یا یه همچین فردیو بهم معرفی کنین
نویسنده: سعید
پاسخ:

سلام دوست عزیز
من تو این وبلاگ بیشتر کار راهنمایی را انجام می دهم تا مشاوره...
مسئله ای که شما عنوان کردید نیاز به جلسات حضوری داره تا ضمن ریشه یابی راه درمان بگیرید و تکالیف انجام دهید.

در ضمن مسئله شما فقط مخصوص خود شما نمی باشد و بیشتر افراد در اوایل نامزدی یا اوایل ازدواج به این مسئله بر خورد می کنند و تا حدودی نگران می شوند.

به یکی از مزاکر مشاوره و خانواده درمانی محل سکونت خود کمک کنید و مطمئن باشید به سادگی مسئله شما حل می شود.
===============================
سوال :
من ازدواج اجباری داشتم به اجبار پدر و مادر الان هم تو زندگیم موفق نیستم چند بار خواسته طلاق بگیره من نزاشتم الان من طلاق میخوام اون نمیزاره میگه برو یکی صیغه کن ولی طلاق نده تا الان هم نتونستم کسیو برا صیغه پیدا کنم میشه شما کمکم کنین
نویسنده: محسن
پاسخ:

سلام محسن جان دوست عزیزم اینکه چگونه یک زندگی را شروع کنیم راههای متفاوتی داره اما اینکه چگئنه اون رو مدیریت کنیم مطلب واجب تری هست. توصیه می کنم بجای لج بازی و پا فشاری روی ذهنیت های خودتون هر دو نفر به مشاور خانواده رجوع کنید تا بتونید برای مرتب کردن ذهنیت خودتون و ایجاد یک رابطه سالم و مناسب تصمیم درستی بگیرید .... !!!! به این جمله خوب فکر کنید
===============================

سوال :
من چندین بار تو بلاگها وشمکلاتم رو گفتم اما کاش به جای جوابهای کتابی و  4 خطی که شاید 4تا کلمشو فقط بتونم عملی کنم کمی صمیمی تر و دوستانه تر راهنمایی میکردن نه عین کتابهای خشک و بیروح
نویسنده: ghazal
پاسخ:

سلام دوست عزیز با دیدگاه شما موافقم اما این جور سایت ها و وبلاگ ها صرفا جهت راهنمایی کلی هستند و می تونید پیگیری مسئله را از طریق چت و ایمیل و همینطور با شناخت مسئله  . با رجوع به مراکز مشاوره درمان یا راه حل را دنبال نمایید.
============================
سوال :
سلام من یه دختر دانشجو هستم تقریبا 8ماهه عاشق یه اقایی شدم که از هیچ لحاظی به من نمیخوره و همه میگن منو دست انداخته 6تا هم دوست دختر داره ولی من نمیتونم فراموشش کنم خیلی سعی کردم ولی احساس میکنم بدون اون نمیتونم زندگی کنم خیلی دلم میخواد بدونم از این همه حسی که من نسبت بهش دارم اونم کمی نسبت به من داره یا نه.من بخاطر رسیدن بهش حاظرم حتی از خودمم بگذرم .بخاطرش با خانوادم مشکل دارم خیلی هم تو دردسر افتادم ولی با این حال نمیتونم ازش دل بکنم تو هر خیابونی از خیابونای کرج راه میرم یادش میوفتم و گریم میگیره و هر ماکسیمایی رو میبینم امکان نداره یادش نیفتم.2هفته بیش بهم گفت اگه زنجیر طلاتو بهم بدی باهات فاب میشم و همرو میبیچونم بخاطر تو.ازتون خواهش میکنم کمکم کنید و سریعا راهنماییم کنید چون واقعا حالم بده ممنون میشم
نویسنده: مریم 
پاسخ:

سلام دوست عزیز مرز بین احساس و علاقه از یک مو باریک تره.... بعضی وقت ها ما آدما آنچنان وابستگی به یک نفر پیدا می کنیم که چشم خودمون رو به خیلی از چیز ها می بندیم و این خودش باعث میشه احساس کنیم در عواطف بک نفر اسیر شدیم و رهایی برامون غیر ممکنه . پیشنهاد می کنم شما کمی احساسات خودتون رو کنترل کنید و سعی کنید تا بفهمید چرا این فرد براتون تا این اندازه مفیده و به نوعی به دنبال احساسات منطقی خودتون بگردید تا بتونید کمی بیشتر مسلط بشید
====================================
سوال :
سلام من مشکلی که دارم اینه که فوق العاده کمال طلبم برا امتحان که میخونم از اینکه مبادا درسی رو متوجه نشده باشم دقیق میخونم نزدیک امتحان که میشه یه عالمه فصل مونده که همه ررو مجبور میشم یه روزه بخونم و به خودم میگم اگه این کارو قبلا کرده بودم میتونستم دوبار هم مرور کنم اما همین کار رو دوباره برای امتحان بعدی انجام میدم واقعا خسته شدم لطفا راهنماییم کنید
نویسنده: سارا 
پاسخ:

sسلام دوست عزیز حقیقت اینه که من از مثال شما متوجه کمال طلبی نمی شم اما در مورد این مشغله ذهنی باید بگن که متاسفانه یا خوشبختانه ما انسان ها موجودات فراموش کاری هستیم و معمولا وعده هایی که با خودمون می زاریم به محض اینکه شرایط تغییر می کنه یدمون میره. توصیه می کنم به وبلاگ www.Dastgerefteh.persianblog.ir رجوع کنید. تو اونجا مقاله ای در آرشیو ها هست با عنوان اینکه مطالعه را به عادت تبدیل کنیم. وقتی شما بتونید یک رفتار رو به عادت تبدیل کنید خودبه خود نگرانی از ایجاد همون موقعیت مشابه از بین میره چون اون رفتار مانند همین مطالعه و درس خواهندن بخشی از عملکرد درونی ما میشه... موفق باشید
==================================
سوال :
سلام.حدود 10 ساله که فهمیدم از نوزادها میترسم.الآن 27 سالمه و3ساله ازدواج کردم.از حاملگی وزایمان بر خلاف آدمهای دیگه هیچ ترسی ندارم.اما از همون لحظه ای که بچه ام رو بهم بدن میترسم.به روانپزشک ومشاور مراجعه کردم همه میگن فوبیاست.بعد از فکر کردن زیاد به ترسم به این نتیجه رسیدم که دلیل اصلی -شدت علاقه وحس مسئولیت بالا در قبال سلامتی روحی وجسمی نوزادانه که ازشون می ترسم.من عقیده دارم نوزادان معصوم ترین و بیدفاع ترین موجودات عالم هستند وما آدمها باید در مراقبت ازشون دقت زیادی بکنیم.هنوز من وشوهرم قصد بچه دار شدن نداریم.اما نمی دونم چطور این ترسم رو کنترل کنم.حتی اطرافیانم از من ناراحت می شن.وقتی کسی در حال شیر دادن به بچه اشه من اونجا رو ترک میکنم.اگر نوزادی جلو من چیزی تو گلوش گیر کنه من ناخودآگاه با سرعت تمام از اون محل فرار میکنم واین باعث شده همه از ترس من خبر داشته باشن.ممنون میشم از طریق ایمیلم منو راهنمایی کنید.با تشکر
نویسنده: هما 
پاسخ:

سلام دوست عزیز فوبیا یال به اصطلاح ترس غیر واقعی و در بعضی از کتاب ها به ترس غیر منطقی یا مرضی نیز عنوان شده است. مسئله شما در برابر نوزادان دقیقا به همین دلیلی می تونه باشه که عنوان کردید و این یعنی شما در حال حاضر از نظر نگرش و شناخت آمادگی درمان مسئله را دارید. توصیه می کنم به یکی از کلینیک های معتبر مشاور رجوع کنید و با کمی روانکاوی و رفتار درمانی و تکنیک های خاص شما به راحتی مسئله را موشکافی و اون رو حل می کنید. اصلا نگران نباشید و مطمئن باشید شما حداقل در 5 تا 13 جلسه درصورت تکمیل مباحث و انجام تکالیف این مشکل را رفع می کنید.
=========================
سوال :
سلام ..من وهمسرم سه ساله ازدواج كرديم.در تمام اين سه سال مشغول تحصيلات دانشگاهي بوديم.براي ارتقائ مدرك.اين تابستون درس من تموم ميشه و تقريبا آسوده ميشم.اطرافيانمون خداروشكر در مورد مسئله بچه دار شدن دخالتي نمي كنن اما خيلي دوست دارن بچه مارو زودتر ببينن.شوهرم فرزند ارشده و بچه ما اولين نوه خانواده اش ميشه.تا اينجا همه چي عاليه.مسئله من بي ميلي مفرط همسرم به بچه است.حتي ميل جنسي همسرم نسبت به مردهاي ديگه كمتره.تقريبا هفته اي يكبار نياز داره.من 2سال ونيم از اول ازدواجمون به ارگاسم نمي رسيدم.اون مواقع ميل كم همسرم خيلي اذيتم مي كرد.ولي وقتي مي ديدم با تمام وجود دوست داره من به ارگاسم برسم تحمل مي كردم.الآن كه ارگاسم رو تجربه كردم راحت تر با قضيه كنار ميام.خودش ميگه از خستگي جسميه.اما من فكر ميكنم بايد بره پيش متخصص.ميگه خجالت ميكشم برم دكتر.مسئله ديگه همون قضيه بي ميليش به بچه است.اصلا رابطه خوبي با بچه هانداره.نمي دونم چكار كنم.شايد تا سال آينده واقعا بخوام بچه دار بشم از طرفي نمي خوام مجبورش كنم.من 28 سالمه وهمسرم 33 سالشه.ممنون ميشم راهنماييم كنيد.با تشكر.
نویسنده: هما 
پاسخ:

دوست عزیز بطور کلی تمایلات در باب مسائل جنسی به تیپ های شخصیتی افراد مربوط می شود. ما از نظر جنسی زنان و مردان را به دو دسته سرد مزاج و گرم مزاج تقسیم می کنیم. گرم مزاج ها در روابط جنسی فعال تر هستند و به نوعی همیشه آمادگی این را دارند تا ارتباط جنسی خوبی را با فرد مقابل خود بر قرار کنند و مسائلی مانند ارضاء و ارگاسم در لذت آنها نقش بسزایی دارد. هر چه به مناطق گرمسیری نزدیکتر شوید با افراد گرم مزاج تر روبرو می شوید اما این مسئله عمومیت کلی ندارد. در مقابل گرم مزاج ها با افراد سرد مزاج آشنا می شوید که نقطه مقابل هستند و تمایل کمتری به برقراری روابط جنسی دارند. بجزء مسئله تیپ های شخثیتی عوامل محیطی و شناختی هم می تواند روی بک نفر چنین تیپ هایی را ایجاد کند. پیشنهاد می کنم در مورد این مطلب تحقیق کنید و مطمئن باشید راهکار های مناسب و کم هزینه ای را تجربه خواهید کرد... موفق باشید


[ ] [ ] [ مدیر ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

مجری و مدرس دوره های متعددی چون کارگاه های آموزشی ازدواج ، روابط زوجین ، مهارتهای زندگی ، PME ، درگیری های زوجین ،‌پیشگیری از آسیب های اجتماعی ، پیشگری از مواد مخدر ، بهداشت روان ،مهارتهای شغلی و حرفه ای ، آزمون های روانشناختی و . . . ! ................................................ همکاری های گوناگون با بهزیستی ، شبکه بهداشت و درمان ، دانشگاه ، آموزش و پرورش ، اداره زندان ها ، نیروی انتظامی ، موسسات NGO ،‌گروه های NA و . . . ! ................................................. عاشق مشاورم و اعتقاد دارم روزی مشاور عضوی از خانواده همه انسانها خواهد شد. شما می توانید ذهنیت های خود را توسط ابزار ارتباط با ما به صورت خصوصی ارسال نمائید
امکانات وب
تماس با ما
ایران رمان